حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

مقدمه 197

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

به بهرام شاپور بجاى او منصوب گرديد بهرام در موقع شورشى كه در قشون روى داد كشته شد بعضى تقسيم ارمنستان را مربوط به زمان او نموده‌اند و عقيده دارند كه اين واقعه در 390 م . روى داده « 1 » در اين زمان تئودوس امپراطوري روم را به دو قسمت تقسيم كرد ( 395 م . ) قسمت شرقى بروم شرقى يا بيزانس و قسمت غربى بروم غربى موسوم شد پاىتخت اوّلى قسطنطنيّه و مركز دوّمى روم بود از اين به بعد همجوار ايران ساسانى روم شرقى است « 2 » چهاردهم - يزدگرد اوّل ( يزدكرت ) پسر شاپور سوم در 399 م . به تخت نشست « 3 » در روايات ايرانى اين شاه را گناهكار ( بزه‌كار ) خوانده‌اند و ليكن مورّخين خارجه گويند كه شاهى بود با حسّيّات خوب و جوان‌مرد و چون مىخواست از نفوذ بزرگان بكاهد و به تعصّب مذهبي مغها ميدان نميداد او را گناهكار گفتند در زمان او امپراطور روم شرقى در تحت حمايت يزدگرد درآمد توضيح آنكه آركاديوس « 4 » امپراطور بيزانس چون نزديكى مرگ را احساس كرد و وليعهدش تئودوس در گهواره بود براى اينكه پسرش بىمانع بر تخت نشيند و امپراطورى شرقى از جنگهاى ايران محفوظ بماند در وصيّت‌نامه خود او را به يزدگرد سپرده خواهش كرد كه امپراطورى را حمايت كند يزدگرد همين كه بر مفاد وصيّت‌نامه اطّلاع يافت خواجه دانائى آنتيوخوس نام كه نيز خيلى مجرّب بود به قسطنطنيّه فرستاد تا تئودوس را تربيت نمايد و بسناى بيزانس اعلام كرد كه دشمن امپراطور صغير دشمن شاه است تئوودوس دوّم با سرپرستى يزدگرد بزرگ شده بر تخت نشست و چنان كه نوشته‌اند تا يزدگرد زنده بود هيچگاه از فتوّت و جوانمردى خود نسبت به بيزانس نكاست و اين

--> ( 1 ) - نلدكه - تتبّعات تاريخى راجع بايران قديم ( 2 ) - لفظ « رومى » كه استعمال كرده و مىكنند به اين اعتبار است ( 3 ) - نلدكه او را پسر شاپور دوم دانسته ( 4 ) - ARCADIUS